ملکه زیبایی
آنگاه که سایه اهورامزدا بر سر خود یافتم
ملکه زیبایی نقشی بر پلکهای خود زد و مرا
در گرداب عشق محو کرد و باعث شد تا
معبودی تازه بیابم که ستایش و سپاس از کمالش نه وضو ، نه ضومعه و نه کلیسایی
نمیخواهد بلکه نیت برای عبادتش لغت دوست دارم است و نمازش شاخه ای گل وچند قطره اشک تا باورت داشته باشد آن خدا کو و این یکی کو ؟؟ یکی می بخشد و یکی میگیرد
+ نوشته شده در جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 10:28 توسط علی ملک میرزایی
|
تنها آرامش خاطری که دارم نوشتن است پس خدا را شاکرم که چراغ خاموش اندیشه من با قلمی کلید میزند و در بیان احساسم هرگز مرا