تو بودی که سکوتم را بر هم زدی ؟ می دانی که من بودم و دنیای خودم .....آن هم چه احساس خوشی بود گرفتی از برم چرا ؟ چه یافتم شد از تو و عشقت .... جز غم و بی تابی چرا ؟ ناز من مهرت چه شد آنکه با نگاهت مرا صید کرد شکارت هم تفریح بود چه بی انصافی بیا جان ببخش به جسم بی جانم و در برم بهار باش نه پاییز