ابر
کاش ابر بودم و با باریدن عمرم به
پایان می رسید و هرگز این همه سختی
در این دنیا نمی کشیدم نه روزها را با
شادی به پایان رساندم و نه شبها را با
شادی به صبح!!!!!!!!!
پس چه میشد اگر من زاده نمی شدم هیچ
وقت هم دنیا به آخر نمی رسید و یک بدبخت
کمتر با دنیایی پر از آمال و آرزوهای فراوان
که دست نیافتنی است!!!!!!!
چه می شد
+ نوشته شده در شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 11:41 توسط علی ملک میرزایی
|
تنها آرامش خاطری که دارم نوشتن است پس خدا را شاکرم که چراغ خاموش اندیشه من با قلمی کلید میزند و در بیان احساسم هرگز مرا