چشم انتظار
بنگر پنجره را
در حریم جادها
افتاده در زیر سم چارپایان
مرده و چشم انتظار
آن پنجره،،،،،آن پنجره
+ نوشته شده در سه شنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:48 توسط علی ملک میرزایی
|
تنها آرامش خاطری که دارم نوشتن است پس خدا را شاکرم که چراغ خاموش اندیشه من با قلمی کلید میزند و در بیان احساسم هرگز مرا