گوشه نشین
چگونه چند سخنی بگویم از دردها ، از غمها و از غربتی که نصیب من شده است آیا میدانی که من گوشه نشین حصار دلتنگی ام اشکهایم شکوفه ها را آب می دهد غنچه های تازه اما دلشکسته به بار می آورد در این خاک سیاه در این دتیای تباهی حقا که بدنبال گمشده ام هستم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:35 توسط علی ملک میرزایی
|
تنها آرامش خاطری که دارم نوشتن است پس خدا را شاکرم که چراغ خاموش اندیشه من با قلمی کلید میزند و در بیان احساسم هرگز مرا