طایر قدسی با آنکه چشمان تو به خواب ابدی رفته اما من صدای پای روحی پاک را میشنوم که بر روی شنها قدم میزند و هر قدم او حاوی حدیثی....حکایتی که از دل سنگها برمی خیزد و به هر سو که بنگری انعکاس پیدا میکند انعکاسی به تمام معنی زندگی...به دنبال گمشده اش میگردد با چشمانی زیبا و بدنی که خالهای سیاه بر آن نقش بسته و نافی که مشک از آن می بارد و قدم او یعنی امید .....آری حال میدانم چه کسی را صدا میزند آن آهوی دلشکسته که بجای عشق تیری بر قلب او نشانه رفته بود و همگان از برواز او در ماتمند