بگذار تقدیر بیافریند

آنچه که مرا یارای مبارزه با آن نیست

سخت است اندیشیدن به این جمله

که عشق بی نهایت نزدیک شدن ولی هرگز نرسیدن،

دنیا مرا عاشق آفرید ولی هرگز

نرسیدن در ذهنم سرایی نداشته آنگونه

که خشک شدن برگ به شاخه را نپذیرفتم.

می دانم برق نگاهت کیش شطرنجم را خواهد شکست

و خندق وجودم راهی به حیات خواهد یافت

بگذار !

در کنارت آسوده بمانم

آنگونه که آب در جویبار روان است.