شاهی هست در دو جهان . که مطلق است و لامکان . در مسجد و دیر مغان . من در پی یش ، او بی نشان . هر چه هست در این جهان و آن جهان . او صاحب است ما مهمان . شکر گوییم نعمت او ، هر دمی بعد از اذان یا بی اذان . در هر زمان و هر مکان . او هست و ما غافل از آن . ما ظالم و او مهربان . ذکرش دوای دردمان . ای خالق بخشنده جان . بی تو شدم بی سامان . بشکن تو عهد و پیمان . رخ بنما بر جانمان . در مسجد و دیرمغان. تو خالقی ما انسان .