چشم پوشی کردن
هر وقت میگفتی که دنیا را بی من
نمیخواهی چنان شاد می گشتم که بمانند
صفحات کتاب این حرف دلنشین را بارها
و بارها در ذهنم ورق میزدم و بوسیله
سلولهای خاکستری مورد بررسی قرار میدادم
تا شاید به ابهام یا مورد شکیات برخورد کنم
ولی با این احوال باز حق با شما بود و چراغ
سبزی بر این خاطی آشکار میکردی چقدر زیباست
از گناه کسی چشم پوشی کردن و در مسیر طولانی
زندگی تو را از امواج مشکلات برهاند و چون کارت
شارژ هر روز دل تنهایت را از محبت فول نماید
صم و بکم میشوم که از سکوتم به جمله آنکه مرا
در زندگی دوپینگ کرد تا به آرزوهایم دست پیدا کنم
برسی آری آن شخص تو بودی محبوب من !!!!!!!!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲ ساعت 21:12 توسط علی ملک میرزایی
|
تنها آرامش خاطری که دارم نوشتن است پس خدا را شاکرم که چراغ خاموش اندیشه من با قلمی کلید میزند و در بیان احساسم هرگز مرا