<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عشق تلخ یا شیرین</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com</link>
<description>با  دلارامی  مرا  خاطر   خوش  است   .....   کز  دلم  یکبار  برد  آرام  را</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 05 Jul 2014 08:11:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>قفــــــــــس</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/149</link>
<description>زونم وسیایه د ای محبسه/ د ای دنیای ِ پر د قفسه/ رفیقم قفس،عزیزم قفس دنیاهم قفس/ خداچاره چوو,مفتلابیمه شل شکتم برسن نفس/ وریایه الم نفس هی نفس/ نفس های د کو،تو هم های قفس/ مه د کو قفس,تو د کو قفس/ هناسَم سی بی ،مرم بی نفس/ بیا رها که ،ظالم اژ قفس/ رفیق و عزیز،دنیاونفس/</description>
<pubDate>Sat, 05 Jul 2014 08:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/149</guid>
</item>
<item>
<title>درد   دل با   خــــــــــدا</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/144</link>
<description>سلام خدا خوبی.. راستی کجابیتوته کردی که دیدگان مابه جمالت روشن نمیشوددرکدامین یک ازآسمانهای هفت گانه قایم شدی توکه میدانستی برانسان اعتمادی نیست وهرلحظه ممکن است قصدجانت کندوخودبرمسندفرمانروایی جهان بنشیندپس چراخلقش کردی بگذریم به ماچه ? . . . امروزمیخوام باهات بحت کنم خیلی خصوصی اگه هستی بسم الله . . عمری است که ایام گذراندم باکلی خواسته حالا یامعقول ویاغیرمعقول.. ولی هرگز نه جبرئیل پست چی برایم ازدرگاه حضرت والا پیغامی آورد و نه میکائیل آشپز،،رزق وروزی</description>
<pubDate>Sat, 28 Jun 2014 15:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/144</guid>
</item>
<item>
<title>   دوران    مدرسه    ابتدایی</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/123</link>
<description>برگ برگ زندگیم چه بسیار حرفهای ناگفته دارد که خود نیز از یادآوری آنها عاجز و سخت خاطرم آزرده میشود در دوران ابتدایی همیشه باید جیبهایم پر از نقل و نبات میشد تا عازم مدرسه شوم و درس که راه رسیدن به آرزوهای آینده بود دشمن درجه یک خود می پنداشتم با نفرتی غیر قابل وصف ؟ هنوز کتک معلمها که جای اینکه به چشم فرزند خود به من و دیگران جهت تربیت بنگرند به یاد دارم چه دردناک بود وقتی آخ میگفتم و آن بی انصافها با خلق و خویی که از انسانیت به دور بود ضربه ای دیگر بر</description>
<pubDate>Thu, 09 Jan 2014 13:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/123</guid>
</item>
<item>
<title>رخ    بنما</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/118</link>
<description>شاهی هست در دو جهان . که مطلق است و لامکان . در مسجد و دیر مغان . من در پی یش ، او بی نشان . هر چه هست در این جهان و آن جهان . او صاحب است ما مهمان . شکر گوییم نعمت او ، هر دمی بعد از اذان یا بی اذان . در هر زمان و هر مکان . او هست و ما غافل از آن . ما ظالم و او مهربان . ذکرش دوای دردمان . ای خالق بخشنده جان . بی تو شدم بی سامان . بشکن تو عهد و پیمان . رخ بنما بر جانمان . در مسجد و دیرمغان. تو خالقی ما انسان .</description>
<pubDate>Sun, 01 Dec 2013 11:01:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/118</guid>
</item>
<item>
<title>ساقی</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/86</link>
<description>ساقی بهشت است در برم .دست خدا چون بر سرم .او همه جا من در زمین . بی او چگونه سر برم . در صومعه ما هم زبان . با راهزنان دین و جان . راهی بده بر ما نشان . گم گشته ایم در این زمان . ما را ببر از این مکان . یا سوی خود یا شهرمان . ای خالق هفت آسمان . خرده نگیر بر حرفمان . ما غرق گشتیم در گناه . جز تو نداریم ما پناه . لطفی بکن در حق ما . ای خالق بر حق ما . من پستم یا که فقیر . تو قاضی و من چون اسیر . حکمی بده بر این حقیر .</description>
<pubDate>Fri, 22 Nov 2013 17:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>رهایی</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/11</link>
<description>میخواهم خون گریه کنم اماقطره اشکی مژگانم رامرطوب نمیکند میخواهم فریادبکشم اماآه هم ازسینه ام برنمی خیزد میخواهم بیندیشم امابه چه چیز؟ تنهاوبی حوصله ازهمه کس وهمه چیز شایدهم یکسویش رهایی یعنی..........</description>
<pubDate>Sun, 17 Nov 2013 09:11:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/11</guid>
</item>
<item>
<title>صوفیا</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/116</link>
<description>جانا ببین این صوفیا ، سوی بیابان میرود یا که خرابات خدا ، مشتی خاک بر سر زند ، بهر دعایش بی نوا ، این صوفی قصه ما ، ذکرش هزار و یک خیال ، جامی به دست است روزگار ،گویا که مست است کردگار ، بر خالقم پروردگار ، اشکم چو طوفان بیقرار ، او مست گشت من بی عیار ، ما میرویم پروردگار ، این جفت پایم بر فرار ، هر وقت نبودی مست می ، بر تو شویم ما آشکار</description>
<pubDate>Sat, 16 Nov 2013 09:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/116</guid>
</item>
<item>
<title>اگه   تو   من   و   نخوای  </title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/115</link>
<description>اگه تو شب بشی ؟؟ شب و مهتاب میکنم ؟؟ اگه تو روز بشی ؟؟ روزها رو خواب میکنم ؟؟ اگه تو باد بشی ؟؟ باد و زندون میکنم ؟؟ اگه تو دریا بشی ؟؟ موج و بارون میکنم ؟؟ اگه تو پیشم نیای ؟؟ تو رو حیرون میکنم ؟؟ اگه تو من و نخوای ؟؟ عشق و مجنون میکنم ؟؟</description>
<pubDate>Sat, 16 Nov 2013 04:14:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/115</guid>
</item>
<item>
<title>چشم        پوشی     کردن</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/111</link>
<description>هر وقت میگفتی که دنیا را بی من نمیخواهی چنان شاد می گشتم که بمانند صفحات کتاب این حرف دلنشین را بارها و بارها در ذهنم ورق میزدم و بوسیله سلولهای خاکستری مورد بررسی قرار میدادم تا شاید به ابهام یا مورد شکیات برخورد کنم ولی با این احوال باز حق با شما بود و چراغ سبزی بر این خاطی آشکار میکردی چقدر زیباست از گناه کسی چشم پوشی کردن و در مسیر طولانی زندگی تو را از امواج مشکلات برهاند و چون کارت شارژ هر روز دل تنهایت را از محبت فول نماید صم و بکم میشوم که از سکوتم</description>
<pubDate>Sun, 10 Nov 2013 17:42:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/111</guid>
</item>
<item>
<title>گدا    ،     شیطان   ،  پیرمرد   .داستان   کامل   شد   دوستان</title>
<link>https://shayan555.blogfa.com/post/102</link>
<description>به شهر ما گدایی با مسما ؟؟ میان خلق شهر کارش معما ؟؟ به هر جا میرس خود شاه خواند ؟؟ مثلال خر بی پالان ماند ؟؟ بگفتا بر شهر من شهریارم ؟؟ نه تاج و نه تخت نیاید کارم ؟؟ ز روزی ترسم که قارون شوم ؟؟</description>
<pubDate>Thu, 17 Oct 2013 09:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayan555</dc:creator>
<guid>shayan555.blogfa.com/post/102</guid>
</item>
</channel>
</rss>
